ابراهيم عاملي ( موثق )

90

تفسير عاملي ( فارسي )

موجود مىباشد . چنان كه يكى از علماى بزرگ موسوم به ( كيتن استينلى ) به محل عبور موسى با بنى اسرائيل مسافرت كرده مىنويسد : ما از يك سنگستان نردبان مانند عبور كرديم . در آنجا كوهى بس غريب و عجيب به نظر آمد كه از ديدن آن معلوم مىشد كه گوئى نهرهاى گرم و سوزان از موادّى سياه و سرخ بر آن پاشيده شده است . در حقيقت مادّه‌ى آتشى وقتى كه از زمين به هوا بلند و پهن شده بود روى آنها ريخته و اينطور انباشته شده است . در كتاب خروج باب نوزدهم ( مقصود تورات است ) چنين مىنويسد : بوقت طلوع صبح رعدها و برقها و غمامه‌ى مظلمه بالاى كوه نمايان شد و آواز كرنا بحدّى شديد شد كه تمام مردمى كه در اردو بودند لرزيدند و كوه را دود فراگرفت و مشعل دود تنور متصاعد بود . وقتى كه بنى اسرائيل بموسى گفتند : ما مىخواهيم خدا را علانيه به بينيم او غير از يك جلوه‌ى عظيم الشأن قدرت كامله‌ى وى چيز ديگر نمىتوانست به آنها بنماياند ، لذا آنها را بجانب آن كوه برد در آنجا از وحشت و هراس و صداى مهيب و بلند شدن احجار و امثال آن بيهوش شده يا مانند مرده بر زمين افتادند . * ( وَأَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوى ) * 57 - تفسير القرآن سيد احمد ترجمه‌ى فخر داعى : منّ . همان است كه روى بوته‌هاى خار شترى توليد مىشود و ترنجبين است . سلوى مرغ بلدرچين است كه در آن بيابان زياد بوده است . و ( كينن استينلى ) هم نوشته است : اين بيابان از گياه و هر علفى خالى است . و ليكن در يك وادى كه بگمانم ( ايلم ) باشد درخت و بوته‌هاى زيادى است و در همين جا درخت ( تمرسك ) هم موجود است و روى برگهاى آن چيزى پيدا مىشود كه اهل عرب آن را منّ مىگويند . * ( فَبَدَّلَ الَّذِينَ ) * - الخ 59 كشف : يعنى به آنها دستور رسيد بگوئيد * ( ( حِطَّةٌ ) ) * گناهان ما را بريز آنها بمسخره گفتند ( حنطة ) گندم . * ( رِجْزاً مِنَ السَّماءِ ) * 59 - حسنيى : يعنى طاعون يا آتش آسمانى .